على محمدى خراسانى

25

شرح كفاية الأصول (فارسى)

مقدمهء دوم « وضع » امر دوم از مجموع سيزده امرى كه در مقدمه كتاب مطرح شده ، درباره وضع است و در آن مباحثى به‌ترتيب زير مطرح است : الف ) رابطهء لفظ و معنى ترديدى نيست كه ميان الفاظ و معانى آنها ارتباط و پيوند مستحكمى وجود دارد . بگونه‌اى كه از شنيدن هر لفظى ، به معناى مخصوص منتقل مىشويم و چنان نيست كه از استماع هر لفظى به هر معنائى بتوان منتقل شد . ولى سؤال اينجاست كه آيا اين پيوند ، يك پيوند ذاتى و طبيعى است و از قبيل رابطه شمس و ضياء ، نار و حرارت و . . . مىباشد ؟ يا يك علقهء جعلى و اعتبارى و قراردادى است ؟ در اين مورد سه نظريه مطرح است : 1 - ارتباط مذكور ذاتى و طبيعى است 2 - ارتباط مذكور جعلى و وضعى است 3 - ارتباط مذكور هم ذاتى و هم جعلى است و حق قول دوم است كه در اصول الفقه آمده و مرحوم آخوند اين بحث را در كفايه نياورده‌اند . ب ) واضع كيست ؟ حال كه ارتباط مذكور جعلى و قراردادى شد ، سؤال اينست كه من الواضع ؟ جاعل كيست ؟ ايجادكننده اين پيوند چه كسى است ؟ آيا خداوند است ؟ يا فرد معينى در هر لغت